
آغازکلام به نام خدا
به نام خدا
آه خديا چقدر دلم برايت تنگ شده
به نام خدای تو
وای نمی دانی چقدر دلم برايت تنگ شده است
به نام خدای من
آه خدايا چقدر دلم برای خودم تنگ شده

آغازکلام به نام خدا
به نام خدا
آه خديا چقدر دلم برايت تنگ شده
به نام خدای تو
وای نمی دانی چقدر دلم برايت تنگ شده است
به نام خدای من
آه خدايا چقدر دلم برای خودم تنگ شده
هر کس خدا را جوید راهی به سوی او خواهد یافت
sleepin peace god is awake
هر کجا محبت است خداهم است
where love is God is also
بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است. بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خار ها گل سرخ گذاشته است
people see god every day ;they just dont recgnize him
شکیبایی با دیگران ،عشق است.
شکیبایی با خود امید است.
شکیبایی با خدا ایمان است.
بعضی ها فکر می کنند منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ،خار گذاشته است.بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خار ها، گل سرخ گذاشته است.
انسان واقعا دیوانه است ،یک کرم هم نمی تواند بسازد.اما ده ها خدا می سازد.
God gives birds their food but they must fly for it
ما می توانیم دانه ها را در یک میوه بشمریم.تنها خدا می تواند میوه ها را در هر دانه بشمرد.
خداوند دایره ای است که مرکزش همه جا هست و محیطش هیچ کجا نیست.
هر موجودی مظهر نامی از نامهای الهی است...
همه موجودات نشانه ذات مقدس حق تعالی هستند، یعنی اسم الله اند و اسم در مسمّی خودش فانی است.
اوصاف ذاتی او عین ذات اوست و اسمای حسنای او همگی آیت همان ذات یگانه و یکتای اوست، یعنی هر اسمی همه کمالهای ذاتی و وصفی و فعلی را به همراه دارد به عبارتی اسم به معنای علامت است البته مراتب دارد، یک اسمی تمام معنای علامت است و یک اسمی در مراتب نازلتر است تا به بقیه موجودات برسد.
خلقت که از اوصاف فعلی خداست نه ذاتی،
مناسب ترین تعبیر از جهان امکان، همان عبارت آیت است که به معنای علامت و نشانه است، چون هر موجود امکانی به تمام ذات و صفت و فعل، خود نشانه خدای بی نشان است.
پس از خود چیزی ندارد، زیرا در غیر این صورت، حاجب می بود نه آیت. برای آن گه هیچ مستقلی غیر خود را نشان نمی دهد، چه اینکه پندار استقلال، پرده شهود است و نمی گذاردخدای متجلّی را مشاهده نمود با اینکه به هر سمت و سوی که بنگرید چهره فیض «او» آشکار است، ولی انسان مختال و متوهّم که در پرده پندار خودبینی یا دیگر بینی به سر می برد، از دیار حقّ محروم است.
هر چیز تحقق و ظهوری دارد و آن نور استّ انسان و همه موجودات عالم ظاهر هستند پس نورند.الله نور السموات و الارض، نور سماوات و ارض خداست، یعنی تمام چیزهایی که در عالم است، جلوه و ظهور او است،
وجود مطلق، واجد همه چیز و واجد همه کمالات است و موجودات تجلّی اویند. مانند نور خورشید که درآینه های متعدد منعکس شود.
جلوه از متجلی جدا نیست. و جلوه ها دارای مراتب هستند. آنچه در عالم هست، ذات مقدس او و جلوه اوست. او مقابلی ندارد. مقابل وجود مطلق معنا ندارد. مانند سایه . صاحب سایه. دریا و موج آن. همان گونه که موج از دریا خارج نیست، عالم هستی هم موجی از حقیقت هستی است.
هیچ کمال و جمالی در عالم نیست مگر کمال و جمال او. پس تمام محامدی که در عالم صورت می گیرد برای او واقع می شود، به اعتباری حامد و محمود یکی است، یعنی حامد چون فانی در محمود است، مانند آن است که خود او ثنا می کندچون حیثیتی برای او نیست تا گفته شود من ثنای او می کنم. تعریف از اشخاص تعریف از اشیاء و ...همه حمد خداست. اگر انسان باور کند که همه محامد برای خداست خودش را کنار می گذارد و تمام شرکها از قلبش فرو می ریزدو آنچه را باید، می یابد.
خداي من زيباست !
خداي من زيباست !
ديوار هاي خالي اتاقم را
از تصويرهاي خيالي او پر ميكنم
خدا ي من زيباست
خداي من رنگين كمان خوشبختي ست
كه پشت هر گريه
انعكاسش را روي سقف اتاق مي بينم
من هيچ....
با زبان كهنه صدايش نكرده ام
ونه..
لاي بقچه پيچ سجاده
رهايش....
او در نهايت اشتياق به من عاشق شد و...
من...
در نهايت حيرت.
حالا گاه گاهي كه به هم خيره مي شويم
تشخيص خدا و بنده چه...
سخت است.